این فیلم که مدتی است بر روی پرده سینمای ایران قرار گرفته حواشی خود را در هفته های اخیر اکران به همراه داشته و نظرات مختلفی پیرامون موضوع آن می باشد.
این فیلم که به اتفاقات درون یک خانواده خاص می پردازد و از بدو فیلم اختلافات روشن بین آنها را به تصویر می کشاند اما من به جنبه های تکنیکی و فنی این فیلم نمی پردازم، چیزی که واضح است ،جیرانی خواسته معضلی در جامعه را به قاب تصویر بکشد معضلی حساس و قابل بررسی مثل :روابط دخترو پسر قبل از ازدواج و روابط باز خانوادگی با اطرافیان ، طلاق و اختلافات پدرو مادر و نتیجه گیری بی معنا و نامربوط در پی آن.
او که خواسته این مسائل ریز را بیان کند کاملا غیرکارشناسی این موضوعات را بررسی کرده و خواسته گاها بی رودروایسی و رک با مخاطب صحبت کند که نقطه ضعف و شکست فیلم همین جاست.او که شراب خواری را امری عادی و جاافتاده در این خانواده مطرح می کند و آن را نوعی التیام بخش دردها می داند از نکته ای بزرگ غافل شده که آننقش خداوند در این زندگیاست اما در هیچ جای فیلمرنگ و اثری از خداوند نمی بینیمو شاهد خانواده ای تقریبا بی دین و لائیک هستیم که این مورد یک مورد نادر و کمیاب است حداقل در ایران و کارگردان نمی تواند بگوید به این موضوع نیز در فیلم اشاره کرده . که نمونه آنرا در سخنان وی می بینیم :
کارگردان «من مادر هستم» تصریح کرد: حرفی که میخواهم در فیلم بزنم این است که الان یکسری در خانوادههایشان مشروبخواری را عادی میدانند اما ببینید که در همین خانوادههایی که این امر عادی است، براثر این مشروبخواری چه فجایعی پیش میآید. در هر صورت اکنون در جامعه ما برخی میگویند خوردن کمی مشروب هیچ اشکالی ندارد و عادی است.
البته این صحبت جای نقد و مذمت بسیار دارد زیرا بارها در معارف دینیمان دیده ایم و روایت شده که یک مفسده را عمومی نکنید و به اصطلاح اشاعه فحشا نکنید آنگاه باید از آقای جیرانی پرسید آیا این موضوع انقدر همه گیر و فراگیر است که شما به آن پرداخته و گسترده اید ؟ البته در قسمتهایی از فیلم دیالوگ های کاملا باز و بی پرده که اشاره به روابط نامشروع دارد یا حداقل تداعی کننده آن است را مکررا می بینیم و مباحث مطرح شده ی دیگر هم اشاره ای ریزبینانه به مسائل خارج از روند فیلم دارد مثل خیانت همسران و اختلافات خانوادگی ودر قسمتهای پایانی فیلم استفاده ابزاری از چادر (نماد مذهبی) و لباس روحانیت (مرجعیت دینی) در هنگام دادگاه و اعدام را شاهدیم که کاملا جای تامل دارد ! که با این دیالوگ همراه است :دخترم الان فرصت خوبی برای توبه است و اگه آرزویی داری بگو!
در پایان جیرانی آمده بود حرفی مثبت بزند اما این حرف را عجولانه ،ناشیانه و دور از هنر سینما زد .البته این فیلم نقاط قوتی هم دارد که آنرا به عهده مخاطب سینما و نکته سنجی ایشان می گذارم.
این پایان قصه نیست ...